العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
63
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و شكا اليه بعبرة و تحمحم . . . آن دابه با اشك ريختن و حمحمه به او شكايت كرد . و ديگرى گفته : و قالت له العينان سمعا و طاعة - دو ديده به او گفتند به چشم فرمانبرداريم . و رواست كه مورچه مانند آدميان سخن بدين معنا گفته باشد و اين معجزه سليمان عليه السّلام باشد چنانچه فهم معانى آواز جانوران را به او داد تا معجزه او باشد ، و اين نشدنى نيست ، زيرا سخن گفتن آدمى از كسى كه مكلف و خردمند نباشد رواست چون ديوانه و كودك خردسال كه تكليف و خرد كامل ندارند و سخن در باره هدهد هم بيكى از اين دو راه است كه در مورچه گفتيم و نيازى بباز گوئى ندارند . و اما حكايت از اينكه سليمان گفته : البته او را عذابى سخت كنم يا سرش را ببرم يا اينكه عذر روشنى بر آيم آورد ، 21 - النحل » و چگونه كيفر هدهد كه تكليف ندارد رواست پاسخش اينست كه عذاب زيان وارده است گر چه سزا و كيفر بدكارى نباشد . و رواست مقصود از عذاب همان آزار باشد و خدا آزارش را براى او مباح كرده باشد چنانچه سر بريدن او رواست بنا بر مصلحت ، چنانچه پرندهها را به زير فرمانش آورده بود كه در منافع و اغراض خود به كار ميبردشان ، و همه اينها براى پيغمبرى مرسل كه خرق عادت كند و معجزه نمايد مورد انكار نباشد و همانا مايه شبهه شود براى مردمى كه گمان برند اين حكايات بايستند كه مورچه و هدهد مكلف باشند و ما روشن كرديم كه مطلب بر خلاف آنست . و در پاسخ پرسشهاى طرابلس - قد - گفته : استبعاد از اينكه مورچهاى ديگران را بيم دهد تا از آنجا رو برگردانند و شگفت از فهميدن مورچههاى ديگر و از آنچه قرآن گزارش داده كه گفته « اى مورچهها بلانههاى خود درآئيد » الآية بى جا است زيرا جانور از آواز جانور ديگر يا كارش بسيارى مقاصد را دريابد ، و از اين رو مىبينيم پرندهها و بسيارى جانوران نر و ماده خود را بآواز ويژه بخوانند كه